مرتضى راوندى
147
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اگر از علماى فقه سؤال كنيد كه آيا هميشه بايد راست بگوييم خواهند گفت آرى نبايد دروغ بگوييم ، آنگاه مىنويسد : « اگر ظالمى قصد كشتن بيچارهيى را داشته باشد و او در محلّى كه شما مىدانيد نهان شده باشد ، اگر آن ظالم از شما بپرسد كه آيا فلان شخص اينجاست چه خواهيد گفت ؟ اگر معتقد باشيد كه هميشه بايد راست بگوييد ، بايد مظلوم را به ظالم تسليم كنيد و حال آنكه عدالت و مصلحت اقتضاى ديگرى دارد بنابراين اجراى قياس هميشه به سود عدالت نيست . در دورهء ابن مقفع خليفه وقت « سفّاح » جمعى از اوباش و اراذل را مقرّب درگاه خود ساخته بود و صلحا و فضلا و مردانى چون ابن مقفّع را به حضور خود نمىپذيرفت . اطرافيان خليفه در نظر افراد جامعه ، به فسق و فجور معروف و به پستى مشهور بودند . بعد از عصر ابن مقفع در زمان هارون الرشيد ابو يوسف در كتاب الخراج چنين آورد كه امير المؤمنين به من تكليف كرد كه من يك كتاب جامع و سودمند در خصوص استيفا و دريافت عشريه و جوالى ( جوالى نوعى ماليات ) است تأليف كنم كه حاوى تعليمات سودمندى براى كارمندان ماليه باشد . آيا اين اقدام غير از اين است كه خليفه مرام ابن مقفع را انجام داده و به جريان انداخته است ، در هرحال ابن مقفع احتياجات و نيازمنديهاى عصر خود را بيان نموده بود و علاج آن دردها را مىخواست ، ولى ميان علاج ابن مقفع و ابو يوسف تفاوت بسيار است . ابن مقفع معالجه دردهاى اجتماعى را فقط از روى عقل و مصلحت جامعه و مقتضيات عصر تشخيص داده بود اما ابو يوسف فقط از روى مصلحت دولت و خليفه وقت و فروع دين ، علاج دردها را جستجو مىكرد . ابن مقفع معتقد بود كه اگر خليفه يا زمامدار ، صالح و پاكدامن باشد وضع رعيت اصلاحپذير مىشود و رجال و كاركنان دولت صالح نمىشوند مگر آنكه امام و رهبر آنها پاك و پرهيزكار باشد . مردم در هر امرى از پيشوايان خود تقليد مىكنند . اين بود خلاصهيى از رسالة الصّحابه ابن مقفع و زبدهيى از افكار و عقايد او . علاوهبر آنچه گفتيم چيزى كه ابن مقفع را بر آن داشت كه كتاب گرانقدر كليله و دمنه را ترجمه و در دسترس مسلمين قرار دهد ، عشق و علاقهء مفرط او به اصلاح اوضاع سياسى و اجتماعى ملل اسلامى بود . او مىديد در عهد خليفهء مستبد و خونخوارى چون منصور بحث و انتقاد در زمينهء اوضاع اجتماعى امكانپذير نيست ، بنابراين تصميم گرفت مفاسد اخلاقى و گرفتاريهاى اجتماعى و مظالم زمامداران را از زبان حيوانات چنان كه در كتاب كليله و دمنه آمده است توصيف و بيان نمايد تا از اين راه به دقّت و هشيارى مردم و